تبلیغات
اندیشه های ژئوپلیتیک - نقدی بر کتاب حکومت محلی یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران

اندیشه های ژئوپلیتیک

همانطور که نادیده گرفتن تهدیدات ژئوپلیتیک آفت منافع ملی می باشد،امنیتی تلقی نمودن فرصتهای ژئوپلیتیک نیز زیان آفرین است.

نقدی بر کتاب حکومت محلی یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران

استاد مربوطه:دکتر یدالله کریمی پور استاد تمام جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک

تهیه و تنظیم: جهانگیر حیدری

تاریخ علم نشان می­دهد که تولید و توسعه علم مستلزم شکل­گیری سنت نقد در عرصه آن بوده است. از این رو، تحقیق حاضر باعنوان نقدی بر کتاب حکومت محلی یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران، تألیف جناب آقای دکتر قالیباف ارائه گردیده است.

هدف از این نقد و بررسی سنجش این موارد است که نخست، الگویی که می­تواند ما را در فرایند ثبات­آفرینی و پایدارسازیِ تقسیمات کشوری و توزیع فضایی قدرت رهنمون سازد مختصات و الزاماتی دارد، که بر اساس آن هم رضایت شهروندان جلب گشته و به مطالبات آنها پاسخ مثبت داده می­شود و هم عوامل و عناصر تاریخی، جغرافیایی، طبیعی، فرهنگی و هویتی و دیگر پارامترها مورد توجه قرار می­گیرد. دوم اینکه در این راستا، بهره­گیری از تجربیات سایر ملت­ها و راهی که آنها پیموده و اقدامات و برنامه­هایی که داشته­اند و مکاتب، رویکردها و نظریاتی که در رابطه با پیشرفت و توسعه و ثبات­آفرینی در فرایند تقسیمات کشوری و تقویت حکومت محلی وجود دارد، نیز لازم و ضروری به نظر می­رسد. اما تجربیات کشورهای دیگر می­بایست با ویژگی­های جغرافیایی ایران از جمله جغرافیای سیاسی و تقسیمات کشوری آن همخوانی داشته باشد (کریمی­پور و محمدی،1389: 87).

ابتدا باید اذعان نمود که تقسیمات کشوری یکی از حساس­ترین و مهمترین اقدامات دولتها در جهت مدیریت بهینه سرزمین و همگام با آن حفظ وحدت ویکپارچگی در سطوح محلی، منطقه­ای و ملی به شمار می­رود. چیرگی این میزان از حساسیت و اهمیت بر فضای فکری و علمی و مجامع تصمیم­گیری در ارتباط با تقسیمات کشوری موجب شده است که همواره رد پایی از تأثیرات توهم توطئه در تصمیم­سازی­ها و تولیدات علمی مرتبط با این موضوع بتوان تشخیص داد. در صفحات آغازین این کتاب، به شهادت تاریخ، توزیع قدرت یا عدم تمرکز و تقویت استقلال عمل واحدهای جغرافیایی در هر کشور، بعضاً مسئله آفرین و مورد سوء استفاده اندیشه های تجزیه طلبانه و تحریک قدرت­های رقیب دانسته شده است، این در حالی است که در موارد پرشمار شرایطی درست برعکس این قضیه بر توزیع قدرت و یا حتی نوع تقسیمات کشوری و نوعِ منطقه بندی فضای سیاسی حاکم بوده است. به طور مثال در بسیاری از کشورها به منظور جلوگیری از تجزیه و سوء استفاده­های احتمالی اقدام به گزینش نظام حکومتی فدرال شده است. حتی در خود کتاب به این موارد اذعان گشته است که پیدایش حکومت های محلی در آمریکا مقدمه حکومت ایالتی و سپس حکومت مرکزی از نوع فدرال را فراهم نموده است (ص 86). یا در مباحثی (ص 87) عنوان می گردد که در کشورهایی مانند انگلستان که حکومت های محلی قدرتمندی وجود داشتند. وقوع انقلاب های براندازنده بسیار کم بوده است.

در (ص 146) نیز نویسنده اقدام به ذکر لیستی 9 موردی از مزایای فرایند تمرکززدایی از دیدگاه راندینلی می نماید اما در نهایت با توجه به شرایط ایران نه تنها موردی به موارد عنوان شده نمی افزاید، بلکه استدلال می نماید که تمرکززدایی همواره مطلوب نیست و شرایطی برای اجرای آن ذکر می کند که نشان از نوعی تردید و وجود توهم توطئه و عدم اعتماد به پتانسیل های منطقه ای ـ قومی ایران دارد.

در (ص 86) ادعا می شود که با واگذاری اختیارات به مردم محل، آنان را در امور حکومتی شریک کرده و نسبت به محل سکونت خود علاقه مندی شکل می گیرد. این در حالی است واگذاری اختیارات محلی به مردم و شراکت آنها در حکومت به منظور علافه مند کردن مردم نسبتا به امور محلی خود نیست!! چرا که مردم ذاتاً و به طور فطری به امورات محلی و محل سکونت خود علاقه مندند. واگذاری اختیارات به مردم محل، چه در قالب تقسیمات کشوری بهینه و چه در قالب توزیع فضایی قدرت، علاقه مندی شهروندان به حکومت ملی و حفظ و صیانت از بقای ملی است.

در مواردی (صفحه 57)، اشاره می گردد که در عصر حاضر که عصر سرعت نامیده شده و همه چیز دست خوش تغییرات دایمی است، به مضراتی چند که متوجه سیستم فدرال می گردد اشاره می شود، یکی از این مضرات این است که سیستم فدرال به طور غیر لازمی پیچیده و به طور غیر مرتبی کند است. مردم دنیای امروز انتظار انجام سریع خواسته های خود را دارند و از بی تصمیمی و تأخیری که از خواص حکومت فدرال و ناشی از توزیع قواست، عصبانی و ناراحت می شوند. این در صورتی است که چنین معایبی برخاسته از نظام های حکومتی متمرکز با سیستم پیچیده و عظیم و حجیم بوروکراسی است. نیز نویسنده انواع حکومت و نظام های حکومتی را تعریف و مورد بررسی قرار می دهد و در این راستا به تعاریف متعددی از حکومت محلی اشاره می گردد، اما یک تعریف عملیاتی و یک تعریف اختصاصی که از راهبردهای نویسنده بهره مند باشد ارائه نمی گردد.

در فرایند ارائه یک استراتژی، که در این کتاب استراتژی حکومت محلی یا تقویت حکومت محلی مورد نظر است، ارائه ی یک تعریف فراگیر از حکومت محلی و مکانیزم های تقویت و یا توزیع فضایی قدرت، تابلوی راهنمای محقق در طول فرایند تحقیق است، که در اینجا مورد غفلت واقع شده است. از آنجا که از چنین تعریفی در این تحقیق محروم هستیم، بنابراین راهکارهای دست یازی به یک نظام تقسیمات کشوریِ پایدار، یا مکانیزم های لازم به منظور ثبات آفرینی در عرصه توزیع فضایی قدرت به صورت مداوم و پایدار نیز فراهم نشده است.

یک پرسش کلی و گسترده با موضوع حکومت محلی در این جا عنوان گردیده است، اما جواب ها کوچک و نا متناسب با پرسش است. با توجه به تجارب کاری و ارزنده ی نویسنده، معمولاً جواب ها به شهرداری ها ختم می گردد. در حالی که حکومت محلی و کارآیی آن فقط در ساز و کارهای شهرداری ها ختم و خلاصه نمی گردد.

منابع این کتاب به شدت قدیمی می باشند، بیش از 50 درصد منابع این کتاب، متعلق به دهه 40، 50 و 60 می باشد. بنابراین حداقل در چاپ های اخیر (سال 91)، لازم بود که از منابع جدید فارسی و لاتین بیشتر و به روز تری استفاده گردد. به طور کلی منابع این کتاب بسیار اندک و بسیار قدیمی است، نیز بعضا چندین صفحه از کتاب فاقد رفرنس می باشد، یا اینکه یک رفرنس پشت سر هم 15 بار تکرار شده است.

نیز از عمده ترین ضعفهای کتاب، عدم استفاده از نقشه، نمودار، جدول، عکس و... است. اکثر مطالب کتاب بدون ارجاع نوشته شده است و استناد خاص تاریخی برای اثبات ادعاهای نویسنده صورت نگرفته است.

این کتاب و موضوعات مطرح شده در آن با تاریخ سیاسی ایران ارتباط معنی داری ندارد. به نوعی تاریخ سیاسی ایران را تحریف یا وراونه ساخته است. به عبارت دیگر در تاریخ ایران وجود سیستم های غیرمتمرکز و فدرالی انکار شده است و برچسب تمرکزگرایی شدید به تاریخ ایران زده شده است. این در صورتی است که فقط با شکل گیری دولت مدرن در ایران و به وسیله رضا خان بنا به شرایط زمانی، دولت متمرکز در ایران شکل می گیرد.

بنابراین برخلاف تصور بسیاری افراد که طرح ساختار فدراتیو را در ایران بدعت­آمیز می­دانند، مطالعه دقیق تاریخ نشان می­دهد که فدرالیسم پدیده­ای دیرپا در این سرزمین بوده و تمرکزگرایی به شیوه امروزین پدیده­ای جدید است. در برهه­هایی از زمان نوعی فدرالیسم بر کشور ایران حکمفرما بوده است. نیز شیوه عدم تمرکز در اداره امور عمومی در ایران بدون سابقه نیست. به گفته «فردریک» انگلیسی، دخیل ساختن مردم در اداره امور محلی از رسوم و سنن مختص قوم آریایی نژاد بوده است (تسلیمی و مشعلی،1384: 166). ساختار اداری ـ سیاسی یا تقسیم سیاسی سرزمین از هخامنشیان تا مشروطه به جز در شرایط تجزیه امپراتوری­ها، با تفاوت­هایی، همگون و همپوش بر شیوه­های کنفدرال، کنفدراسیون تا فدرالیسم بود. پهناوری سرزمین، تراکم نسبی جمعیت، فضاهای خالی، نبود یا ابتدایی بودن شبکه­های ارتباطی (با معیارهای امروزی)، موزاییک شگفت­انگیز قومی و در یک کلمه ضعیف بودن ارتباط متقابل ناحیه­ای، انتخاب چنین شیوه­ی حکومتی را ناگزیر ساخته بود (کریمی­پور و محمدی،1389: 198). به عبارتی نظام اداری ـ سیاسی ایران از 708 پیش از میلاد تا 1921 میلادی، یعنی در حدود 2630 سال، حداقل در عمل غیرمتمرکز بود (کریمی­پور،1381: 33).

اگرچه نظام پادشاهی به طور ماهوی تمرکزگرا است، اما روابط فاصله­ای، جغرافیای زمان و فضا و تنوع محیطی، مذهبی، فرهنگی و قومی ایران زمین، به هیچ سلسله حکومتی در ایران اجازه­ی تمرکز اداری ـ سیاسی با شاخص­های امروزین را نمی­داد (همان:70).

در الگوی تقسیماتی قبل از رضاشاه از مفاهیم وعناصری نظیر ایالت و ولایت و یا مشابه آن بیشتر استفاده شده است که این بیانگر تفاوت ماهیت الگوی تقسیماتی قبل و بعد از آن است، چرا که در الگوهای گذشته سیستم حکومتی و اداره امور ماهیتاً بسیط و غیر متمرکز بود، بدین نحو که فضای سرزمینی به واحدهایی تقسیم­بندی می­شد و حاکمی از سوی دولت مرکزی منصوب می­گردید که در حین آزادی عمل در کیفیت اداره امور داخلی خود موجبات یکپارچگی و وحدت ملی و سرزمینی را فراهم می­آوردند. با روی کار آمدن سلسله پهلوی حکومت بسیط، اما متمرکزی در کشور مستقر گردید نه تنها حاکم را دولت مرکزی تعیین می‌کرد، بلکه اداره امور داخلی نیز در قالب سیستم پیچیده­ای از قوانین و مقررات و روابط اداری به شدت با دولت مرکزی پیوند می­خورد و اختیارات درونی واحدهای تقسیمات کشوری محدود گردید و الگوی پیچیده­ای از" بوروکراسی" ناصحیحی در کشور خلق نمود. این الگوی حکومتی بسیط و متمرکز همراه با عوارض منفی و بوروکراتیک آن بعد از انقلاب اسلامی نیز تداوم پیدا نمود، تغییرات مکرر در ساختار تقسیمات کشور و تولد استان­های نوظهور و تقاضاهای روز افزون ارتقاء در این ساختار به دلیل چنین تدوامی است.

بنابراین بدون تردید نظام حکومتی فدراتیو برای اولین بار در ایران به وجود آمد. نظام حکومتی که هخامنشیان به وجود آوردند، نخستین پدیده «حکومتی» و نخستین «حکومت فدراتیو» در تاریخ بشر شمرد می شود (احمدی پور و همکاران،1392: 171).

در پایان می شود گفت این کتاب تنها به یک گزاره کوتاه ـ نظام متناسب برای کشور ایران نظام نیمه متمرکز است ـ اکتفا نموده و ختم شده است. اما هیچ مکانیزم یا ساز و کاری به منظور دست یازی به این مهم ارائه نگردیده است. این در حالی است که در فرایندِ گذرِ تدریجی به تغییر نظام متناسبِ غیرمتمرکز یا حتی نیمه متمرکز در ایران، مکانیزم و راهبردهای اجرایی از خود فرایندِ تفویض اختیار، تغییر تقسیمات کشوری و یا توزیع فضایی قدرت مهم تر و حساس تر است.

 

منابع

احمدی پور، زهرا، قاسم قنبری و قاسم کرمی (1392)؛ سازماندهی سیاسی فضا، تهران: انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح

تسلیمی، سعید و بهزاد مشعلی (1384)؛ طراحی الگوی استقرار نظام فدرال اداری در ایران، فصلنامه مدرس علوم انسانی، دوره 9، شماره 2، تابستان 1384

کریمی­پور، یدالله (1381)؛ مقدمه­ای بر تقسیمات کشوری ایران، جلد نخست: وضع موجود، تهران: انتشارات انجمن جغرافیایی ایران، خردادماه 1381 

کریمی­پور، یدالله و حمیدرضا محمدی (1389)؛ ژئوپلیتیک ناحیه­گرایی و تقسیمات کشوری ایران، تهران: انتشارات دانش­پویان جوان، چاپ سوم، دیماه 1389

 

 

نویسندگان

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :