تبلیغات
اندیشه های ژئوپلیتیک - معایب و آسیب شناسیِ استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی

اندیشه های ژئوپلیتیک

همانطور که نادیده گرفتن تهدیدات ژئوپلیتیک آفت منافع ملی می باشد،امنیتی تلقی نمودن فرصتهای ژئوپلیتیک نیز زیان آفرین است.

انتخابات و سیستم انتخاباتی در کشورهای مختلف دارای یک هدف اساسی و عالی می باشد، و آن هم چیزی نیست جز فراهم سازی مکانیزمی به منظور انتقال آراء ، نظرات و مطالباتِ شهروندان، اقوام، اقلیت ها و دیگر گروه های اجتماعی، به رأس هرم قدرتِ تصمیم سازی سیاسی، یعنی مجلس شورای اسلامی یا همان قوه ی مقننه. این مکانیزم هر اندازه بتواند ریزتر و جغرافیایی تر مطالبات شهروندان را به رأس هرم منتقل نماید از کارایی بیشتری برخوردار است.

منظور از جغرافایی تر نیز این است، آن ریزمحورها یا ریزکانال هایی که افکار و خواست شهروند را از پایین ترین سطوح به بالاترین سطح منتقل می نمایند، از بستر جغرافیاییِ محدود و همگنی  سرچشمه بگیرند، در انتقال مطالبات بهتر و روان تر کارایی خودش را به نمایش می گذارد. به عبارتی اگر هر شهرستان دارای یک نماینده باشد، کارآیی آن از هر استان دارای یک نماینده  یا حتی چند نماینده بودن بهتر است، دلیل نیز عیان است، نماینده اگر به یک واحد جغرافیایی محدود و ریز وابستگی داشته باشد، به آن مکان و واحد جغرافیایی وفاداری بیشتری خواهد داشت. از طرفی شهروند با علم بیشتر به نواقص و عقب ماندگی هایی ناحیه ای خود، و انطباق سازی آن با توان کاندیدای مورد نظر اقدام به انتخاب می نماید.

به توجه به این توضیح کوتاه، عیان است که استانی شدن انتخابات دارای نواقصی است که می تواند به نماد دموکراسی کشور آسیب برساند، چراکه مسیر و کانال انتقال آراء و مطالبات شهروندان به رأس حکومت و خاصه قوه مقننه بلوکه شده و نوعی انسداد به وجود می آید. اگر در کشوری، در مسیر انتقال آراء به رأس هرم قدرت سیاسی، انسدادی به وجود آید، در توده ی مردم سرخورده و ناامید از برآورده شدن نیازها و مطالبات نوعی تجمع اضطراب سیاسی شکل می گیرد. از آنجا که هر جامعه ای دارای میزان از آستانه ی تحمل است، به علت تجمع اضطرابهای سیاسی و انباشت مطالبات متنوع، نوعی پتانسیل برای توسل به دیگر راه ها و روش های مشارکت اجتماعی و سیاسی همچون ، شورش، اعتصاب و تحصن، تظاهرات و در نهایت انقلاب و تقابلات مسلحانه رشد می یابد.

استانی شدن انتخابات، با معایبی مانند کاهش مشارکت مردم در انتخابات، اولین تأثیر منفی خود را بر پیکره ی دموکراسی نیم بند کشور به منصه ظهور می رساند. میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی بسیار زیاد است که این موضوع با تعلقات محلی و منطقه ای داوطلبان نمایندگی بی ارتباط نیست. حذف حوزه های انتخابیه شهرستانی می توان بر میزان مشارکت مردم مناطق مختلف تأثیر منفی بگذارد.

دیگر نقص استانی شدن انتخابات سرخوردگی شهروندانِ شهرستانهایی است که از وزن جمعیتی کمتری برخوردارند. در این سیستم، شهرستانهای پرجمعیت به طور کلیشه ای و مادام از داوطلبانِ همشهری خود حمایت نموده و شهرستانهای کوچک توان رقابت را از دست می دهند. کاهش امکان انتخاب شدن نامزدهای شهرستانهای کم جمعیت استان در انتخابات استانی مجلس، زمینه بروز دگیری ها بین مناطق مختلف استان را فراهم می کند. این مسأله در استان هایی که دارای اکثریت شیعه یا سنی، کورد یا تورک، و.... باشد به شدت ظهور پیدا می نماید.

از دیگر معایب استانی شدن انتخابات عدم وجود بسترهای عقلانی برای طرح چنین سیستمی است، اولا سیستم حال حاضر آسیب شناسی نشده است، آسیب های آن مورد مطالعه قرار نگرفته است بنابراین نیازی به تعریف یک بدیل برای آن احساس نمی شود. اگر استان ایلام با دارا بودن دو حوزه ی انتخابیه ی شمالی و جنوبی و سه نماینده مشکلات و مطالبات برآورده نمی شود با استانی شدن چگونه و با چه راهکاری می توانیم کارآیی بهتری داشته باشیم؟

یکی از بسترهای لازم برای استانی شدن انتخابات، وجود احزاب مختلف با آزادی فعالیت و خارج از حوزه نفوذ حاکمیت اما تحت شرایط تعریف شده ی قانون اساسی است. امروزه به معنای واقعی در ایران حزبی وجود ندارد. آنچه به عنوان چپ و راست مطرح میگردد، به منظور ایجاد هیجان در موسم انتخابات و ایجاد شرایط برای چرخش قدرت در بین نخبگان و تا حدود مهار افکار عمومی می باشد. بنابراین حداقل شرایط و بسترهای لازم برای تعریف سیستم جدید انتخاباتی وجود ندارد.

دیگر نقص این سیستم بی اهمیت بودن و بی پاسخ بودن خواسته های مردم در نقاط کور جغرافیایی و شهر ها و روستاهای اطراف و اکناف کشور است. در این سیستم شخص کاندید، به منظور جلب حمایت یک پایگاه رأی آور پرشمار، هزینه و انرژی خود را صرف مراکز استان، شهرهای پرجمعیت و.... می کند و کمترین عنایتی به شهرها کوچک و دورافتاده می نماید. اگر چنین پاسخ داده شود که نمایندگان شورای اسلامی شهر و روستا نقش پررنگ تری پیدا می نمایند، باید گفت که چنین نهادهایی از کوچکترین توان تصمیم سازی، اقدام اجرایی و خودمختاری یا توان تأثیرگذاری بر نهادهای قانون گذاربالا دست را ندارند. و صرفا اهرمی در دست حکومت مرکزی به منظور حکومت آسان تر می باشند.

این در صورتی است که مردم در روستاها و شهرهای مختلف سراسر کشور احساس می کنند نمایندگان مجلس می توانند مشکلات آنان را به دولت و سایر مسئولان کشوری اطلاع دهند و از حقوق آنان دفاع کنند.

مسأله ی بعدی بحث هزینه های انتخاباتی است، همانطور که کاندیدای ریاست جمهوری مبالغ هنگفتی را صرف امورات تبلیغاتی می نمایند، استانی شدن نیز هزینه انتخابات را بالاتر می برد. چون باید در یک محدوده ی وسیع اقدام به تبلیغ بنمایی. این امر در استانهای وسیع همچون کرمان و سیستان و بلوچستان مشهود تر است. به طور کلی از آنجا که محدوده ی جغرافیایی تبلیغ بیشتر و سلیقه و ذائقه ی شهروندان مورد هدف متنوع تر می گردد، هزینه فراوانی برای تبلیغ مورد نیاز می گردد. این امر به نفع آنهایی که از نظر اقتصادی قوی تر می باشند تمام می گردد، در حالی که افراد زیادی هرچند دارای استعدادهای سیاسی و اجرایی بالایی باشند اما فاقد توان مالی باشند در این رقابت کنار زده می شوند.

به عنوان نتیجه گیری می توان پیش بینی نمود که اقدام عملی در این زمینه فرایند دموکراسی و مردم سالاری در کشور را منزوی و مهجور می نماید، از طرفی نوعی نخبه کشی را موجب می گردد، چرا که توان مالی لازم در این سیستم برای رقابت از دست می دهند.

استانی شدن انتخابات، یعنی رسما و هرچه بیشتر عرصه ی انتخاباتی را حکومتی نمودن، یعنی از وجه مردم سالاری و مردم پایه بودن این فرایند و سیستم کاسته می شود. حال در چنین سالی که از طرف مقام معظم رهبری به عنوان سال همدلی مردم و دولت نامگذاری شده است، پیش کشیدن چنین بحثی فاقد هرگونه ضرورتی بوده است. به نظر می رسد چنین اندیشه ای در این موضوع ریشه داشته باشد که حساسیتهای حکومتی در هر عرصه و برهه ای بر منافع شهروندان باید اولویت و ارجحیت داد.

نویسندگان

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :