تبلیغات
اندیشه های ژئوپلیتیک - " تحلیلی بر مناسبات جمهوری اسلامی ایران و روسیه"

اندیشه های ژئوپلیتیک

همانطور که نادیده گرفتن تهدیدات ژئوپلیتیک آفت منافع ملی می باشد،امنیتی تلقی نمودن فرصتهای ژئوپلیتیک نیز زیان آفرین است.


اساسأ همكاری نظامی تلویحی اخیر جمهوری اسلامی و روسیه در شرق مدیترانه فرصتی فراهم ساخته تا از زوایای متفاوت به روند كنونی این همكاری و پیامد های آینده آن بنگریم.

 با وجود سر در گمی ها، بیم و هراسها و كدورت هایی كه طی سالهای پس از انقلاب در مناسبات ایران و روسیه وجود داشته ، اما هنگامی كه DNA سیاست خارجی هر دو كشور را با هم مقایسه می كنیم شباهت های زیادی بین آنها می بینیم كه بطور مختصر عبارتند از :

١. هر دو كشور داعیه جهان وطنی دارند و رسالت خود را در نفی برتری طلبی غرب و بویژه ایالات متحده در جهان می بینند. گرچه در آن رگه های آشكار و پنهانی از توسعه طلبی و گسترش ایدئولوژیكی نیز قابل ردیابی است.

٢. سرشت سیاست خارجی هر دو كشور از نوعی آرمانگرایی تقدس مآبانه ریشه گرفته كه ملهم از روحیه رمانتیك شرقی آنهاست. آنان بر این باورند كه جهان واقعی محل نزاع همیشگی میان خیر و شر و نور و تاریكی است و آنان بنا دارند در تحقق رسالت آرمانی خود از هر وسیله ای برای سرنگونی شر و ظلمت كه نماد آن را اینبار "شیطان بزرگ" یعنی امریكا تشكیل می دهد استفاده كنند.

٣. ساختار سیاسی در هر دو كشور متمركز و اقتدار گراست و عمدتأ توسط تیم هایی همگن اداره می شود كه رابطه بسیار نزدیكی با محافل نظامی - تسلیحاتی دارند. از اینرو بمنظور تحقق آرمان های پیش گفته شده به نظامی گری تمایل داشته و بخش زیادی از توان اقتصادی كشور را صرف سرمایه گذاری در طراحی ، ساخت و تولید سلاح های نوین می نمایند.

٤. هر دو كشور فاقد یك جامعه مدنی قدرتمندند و با وجود ادعاهایی مبنی بر بكارگیری ساز و كار های دمكراتیك در اداره امور جامعه نظیر احزاب و برگزاری انتخابات ، اما نظام سیاسی آنها بیشتر اولیگارشیك است تا آریستو كرات. بگونه ای كه لابی های پر نفوذ مالی اقتصادی با پیوند با محافل سیاسی و نظامیان همسو معمولا در مقابل آزادی های اجتماعی موضع گیری كرده و مانع از رشد نیروهای دمكراتیك و اصلاح طلب می گردند.

٥. اقتصاد هر دو كشور وابسته به صادرات نفت و گاز است و كاملأ تحت تأثیر نوسانات جهانی بهای این دو كالا قرار دارد. ضمن اینكه جریانات پولی مالی آنان و اساسأ اقتصادشان نیز به سبب وابستگی به بانكهای عمدتآ غربی كاملأ آسیب پذیر است.

٦. هر دو كشور هم اكنون در شرایط تحریم بسر می برند. بدین سبب در تلاشند برای خروج از بن بست تحریم های وضع شده صحنه درگیری را تغییر داده و بجای تحریم متقابل نفت و گاز كه هم خطرناك است و هم موجب آسیب دیدن هر چه بیشتر اقتصاد آنان می گردد، مبادرت به نشان دادن واكنش های نظامی و گشودن صحنه های درگیری تسلیحاتی نمایند.

٧. جمهوری اسلامی و روسیه منافع استراتژیكی فراوانی در مدیترانه شرقی و بویژه در سوریه دارند. سوریه یكی از هم پیمانان مهم شوروی و روسیه در منطقه حساس خاورمیانه محسوب می شده و هم اكنون محل استقرار مهم ترین پایگاه دریایی این كشور در مدیترانه است. این در حالیست كه جمهوری اسلامی نیز از بدو انقلاب ، سوریه را پایگاه عمده و اصلی خود برای حمایت از حزب الله لبنان در مقابل اسرائیل قرار داده و هزینه های گزافی را برای جلب این متحد استراتژیك پرداخته و طبعأ مایل نیست بدین سادگی دست از حمایت اسد بردارد و در نتیجه موجب قطع خط لجستیكی حزب الله گردد.

 

 این مشابهت های ساختاری ورفتاری موجب شده برغم بدبینی های مزمن و بیم و هراسها و كدورت هایی كه طی سالهای پس از انقلاب بر مناسبات دو كشور سایه افكنده ، اراده سیاسی در تهران و مسكو فعلا بر این استوار گردد تا در جنگ با داعش و دیگر مخالفان دولت سوریه و تثبیت موقتی وضعیت بشار اسد با یكدیگر همكاری های نزدیك تسلیحاتی و نظامی داشته باشند.

 

 اما از سوی دیگر تجربه و عقل هر دو نشان می دهند كه به روسها اعتمادی نیست. آنان با وجود همسایگی با ایران و نظر داشتن به منافع نفتی ما ، اما هیچگاه با ما صادق و رو راست نبوده و هم پیمان استواری نیستند. بدین سبب هیچگاه نمی توان بدانان امید بست. رهبران مسكو همواره خود را در نقش ابر قدرتی تصور می كنند كه نیاز زیادی به كمك دیگر كشورها نداشته و این دولتهای دوست هستند كه وظیفه دارند همواره وفاداری خود را به مسكو اثبات نمایند. در واقع روسیه هیچگاه به ایران بعنوان حتی یك شریك استراتژیك هم نگاه نكرده است. برای اثبات این ادعا همین كافی است كه ببینیم ولادیمیر پوتین علیرغم سالها زمامداری تاكنون هیچ تمایلی به ملاقات و مذاكره مستقیم با مقامات ایرانی از خود نشان نداده است.

بنابراین شرط عقل حكم می كند با طناب پوسیده روسها درون چاه تعهدات پیچیده و درگیری تمام عیار نظامی در سوریه و عراق نرویم . اینجاست كه توصیه می شود بهتر است تصمیم گیری های اساسی در این زمینه را از "اتاق های در بسته جنگ" بیرون كشیده و به "راهروهای در باز دیپلماسی" هدایت نماییم.

كافی است به این نكته توجه داشته باشیم كه ضعف جامعه مدنی در روسیه و ساختار سنتی كیش شخصیت كه معمولأ به ظهور چهره هایی اقتدار طلب و خودكامه در این كشور می انجامد این خطر را در پی دارد كه ممكن است عصبیت را بر عقلانیت چیره ساخته و موجب اتخاذ تصمیمات فردی هیجانی گردد كه ناگهان میز مذاكره را به میدان جنگی خطرناك و غیر قابل مهار مبدل سازد. از اینرو بهتر است با "كلید تدبیر و امید" درب های اتاق های جنگ را ببندیم و درهای تالارهای گفتگو را بگشاییم.

 

اتفاقأ سالها پیش مقاله ای تحت عنوان "تحلیل رفتار بین المللی بر اساس یك مدل ژئوپلیتیكی " توسط استاد ارجمند سركار خانم دكتر میر حیدر در شماره بهمن و اسفند ١٣٦٥ مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی به چاپ رسید كه طی آن با استناد به مدل ژئوپلیتیكی "رابرت مك كول" به ٣ حوزه جغرافیایی شامل ؛

مناطق جنگ

مناطق حساس

مناطق فرار

برای هر كشوری اشاره گردیده بود.

در این مقاله در تشریح مناطق فرار یا عقب نشینی چنین آمده :

 " مناطق فرار معمولأ در مكان هایی قرار دارند كه برای دولت های منازع حائز اهمیت چندانی نیست. در این گونه مناطق پرستیژ ملی ممكن است در مخاطره باشد ولی بقای ملی مورد تهدید نیست."

 البته روشن است كه تشخیص و تفكیك این مناطق از یكدیگر نیازمند بررسی دقیق اجزاء مادی و معنوی موضوع ، درك نظامی صحنه عملیات، منافع استراتژیك كشور، آرایش رقبا، وفاداری و تعهد نسبت به دوستان، برآورد تهدید ها و فرصت ها، و بویژه منافع و امنیت ملی دارد كه ضرورتأ در قالب "مدل هزینه - سود" قابل توجیه است.

البته بر أساس مدل رابرت مك كول می توان به این مورد نیز اشاره نمود، به نظر می رسد كه؛ سوریه برای روسیه منطقه فرار تلقی می شود و روسیه در این كشور به دنبال احیای پرستیژ ملی و بین المللی خود می باشد چرا كه اساسا در استراتژی امنیتی روسیه كشورها به چند لإیه ی خارج نزدیك و خارج دور تقسیم شده اند و اساسا مرزهای امنیتی روسیه در محل مرزهای شوروی سابق تعریف شده است و كشورهای خارج از این محدودة، أهمیت امنیتی چندانی برای روسیه ندارند و فقط به عنوان كارت بازی در عرصه رقابت های بین المللی از آنها استفاده می شوند.

در حالیكه عراق و سوریه برای ایران یك منطقه حساس تعریف شده است و حضور ایران و نزاع بر سر این بحران، به منزله تداوم امنیت و حیات ملی برای ایرن می باشد. بدیهی است در چنین شرایطی نگاه و حضور روسیه در سوریه، تفاوت ماهوی با ایران خواهد داشت و این كار سیاستمداران را سخت تر می نماید، چرا كه به نظر می آید در حالیكه مسئولین إیرانی موضوع سوریه را به نحوی با تداوم و بقاء ژئوپلیتیكی خود در منطقه گره زده اند، روسیه به دنبال دریافت امتیازات تاكتیكی از این ره آورد می باشد. اینجاست كه باید با دقت بیشتری بر رفتار روسیه در عرصه بین المللی تكیه نمود و سعی شود تا فقط به كارت بازی روس ها اكتفا ننمود و عرصه بازی را هم در میدان نبرد و هم در راهروهای باز دیپلماسی دنبال نمود.

چالش دیگر این است که همچنان که به درستی اشاره شده است مناسبات اولیگارشیک موجود در جامعه ایران به سختی امکان مانور به دیپلماسی می دهد. کش و قوس های بسیار زیادی که ماجرای هسته ای داشت، نشان داد که راهبرد دیپلماسی تا چه میزان سخت و پر هزینه است. آیا ذینفعانی که به تعبیر رئیس جمهور صاحب، ثروت و قدرت و رسانه هستند به سادگی به "تدبیر" فرصت مانور خواهند داد؟

منبع: گروه جغرافیای سیاسی درتلگرام.

نویسندگان

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :