تبلیغات
اندیشه های ژئوپلیتیک - نقدی بر مناظره ی کاندیداهای مجلس شورای اسلامی حوزه شمالی استان ایلام

اندیشه های ژئوپلیتیک

همانطور که نادیده گرفتن تهدیدات ژئوپلیتیک آفت منافع ملی می باشد،امنیتی تلقی نمودن فرصتهای ژئوپلیتیک نیز زیان آفرین است.


جهانگیر حیدری؛ دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک

سنجه ای برای مدعیات کاندیداتورهای

در موسم انتخابات هم شهروندان یاد مطالبات مغفول خود می افتند و هم کارگزاران حق و حقوق شهروندی جامعه ی رای دهنده بخصوص حوزه ی انتخابیه ی مربوطه را پر رنگ نموده و با وضع این فرضیه که مجهز به دانش، مدیریت، ارتباط قوی و دیگر ابزارهای پرشمار هستند، مدعی برآورده ساختن آمال و آروزها و مطالبات شهروندان هستند. اما سوالی اساسی پیش می آید مبنی بر اینکه با توجه به اینکه وضعیت معیشتی و رفاهی و اولویت های دیگر شهروندان به گونه ای است که ما را از مطالعه ی تخصصی سیاست بی نیاز نموده است و به قولی سیاست توده ای شده است و توده سیاست زده، ادعا و فرضیه های کدام کاندید ممکن است به برآورده سازیِ منافع ملی و منافع محلی و ریزمقیاس های دیگر منجر شود؟

به منظور پاسخ­گویی به این پرسش ابتدا لازم است چند اصطلاح مورد واکاوی قرار گیرند. ابتدا اینکه هر ادعایی که با فرهنگ سیاسی جامعه مطابقت بیشتری داشته باشد، احتمال اینکه مفید به فایده بوده و به بهبود اوضاع منجر شود بیشتر است. اما فرهنگ سیاسی  چه مضمونی و تعریفی دارد که باید معیار قرار گیرد؟ فرهنگ سیاسی مجموعه ی ایستارها اعتقادات و احساساتی است که به روند سیاسی نظم و معنی می دهد و قواعد و فرضیه های تعیین کننده حاکم بر رفتار نظام سیاسی را مشخص می کند. از طرفی مکانیزم انتخابات خود برساخته ی نظام سیاسی است. در واقع فرهنگ سیاسی بر کم و کیف نظام سیاسی مؤثر واقع می شود و نظام سیاسی نیز مکانیزم و سازوکاری انتخاباتی را تدارک می بیند. حال اگر ادعای من کاندیدای مجلس شورای اسلامی با فرهنگ سیاسی و نظام سیاسی مطابقت نداشته باشد، مطمئنا کمترین شانسی برای اجرایی شدن خواهد داشت. یکی از مولفه های فرهنگ سیاسی ما ایرانیان تمرکزگرایی شددید است. امروزه کمتر نظام سیاسی می توان یافت به اندازه نظام سیاسی ایران متمرکز باشد. نظام سیاسی متمرکز نظامی است که تمام بخش نامه ها و آیین نامه و مقررات و دستورات از یک مرکز قدرت در پایتخت اتخاذ و به سایر نقاط گسیل داده می شود. در واقع کارگزاران محلی و استانی، ابزار دست حکومت مرکزی به منظور اجرای سیاستهای متخذه در مرکز است و از خود قدرت تصمیم گیری و اجازه ی فعالیت خارج از دستورات حکومت مرکزی نخواهند داشت.

در واقع انتخابات مکانیزمی است که اراده ی شهروند را از طریق نمایندگان به رأس هرم قدرت سیاسی ، به منظور اداره ی سرزمین منتقل می کند. اما اینکه ماهیت قدرت سیاسی، ساختار قدرت سیاسی، لایه های قدرت سیاسی از چه مشخصه ای برخوردار باشند و چگونه باشند، به شدت مکانیزم انتخابات را تحت تأثیر قرار خواهد داد. بنابراین درک ماهیت قدرت و انطباق مدعیات با واقعیات اصلی اساسی است.

با توجه به این مهم امروزه می بینیم بسیاری از کاندیداهای محترم؛ از منابع نفتی و گازی فراوان استان ایلام، از موقعیت جغرافیایی و مرزهای امن استان، از پتانسیل های انسانی و روزمینی و زیر زمینی سخن به میان می آورند و با اعتماد به نفس تمام از عزم جزم شده ی خود مبنی بر بالفعل نمودن بالقوه های استان خبر می دهند. چنین مدعایی هرچند مقدس است اما در نظام سیاسی متمرکز مگر می شود به این مهم دست یافت؟ مگر نه این است که وزارت های مربوط به امورات مختلف طرح های اجرایی خود را تقدیم مجلس می نمایند و نمایندگان این طرح را به رای گذاشته و هر کدام از نمایندگان تنها حق یک رای مثل بقیه اعضا دارند. مثلا اگر قرار باشد نماینده با وزیر نفت رایزنی کند، از ارتباطات و دیگر کانالهایی که ممکن است وجود داشته باشد بهره ببرد و وزارت نفت را وادارد در رابطه با میادین نفتی و گازی استان تصمیمی اتخاذ نماید. این طرح در اولین مرحله به احتمال قوی در مجلس رای نخواهد آورد و حالت اجرایی به خود نخواهد گرفت. همانطور که سرنوشت منطقه ی آزاد مهران به چنین سرنوشتی دچار شد و از دست نمایندگان سابق ما هم کاری برنیامد. اما چرا طرح های نفتی ممکن است باشکست مواجه شوند؟ ایران در تمام استان های مرزی و در چهارسوی جغرافیایی خود با تمام کشورهای همجوار دارای میادین گازی و نفتی مشترک است. نماد این مدعا، میدان پارس جنوبی یا به قول قطری ها گنبد شمالی است.

میدان شمالی برای طرح­های تولید و توسعه گاز طبیعی قطر کلیدی­ترین است که بزرگترین میدان گازی جهان نیز می­باشد و مشترک بین ایران و کشور قطر می­باشد. سهم قطر از این مخزن حدوداً دو برابر ماست، اما هم اکنون این کشور سه برابر ما برداشت می­کند که با سرمایه­گذاری­های جدیدش، این فاصله بیشتر نیز می­شود (صبا،1390: 2) بزرگترین ساختمان حاوی گاز در دنیا یعنی میادین پارس جنوبی- شمال قطر در بین ایران و قطر مشترک می­باشند. این میدان دارای ذخیره عظیمی از گاز در سازندهای فراقون- دالان- کنگان (سازند خوف) می­باشد. اگرچه سازندهای گروه خامی و بنگستان نیز در این میادین دارای نفت می­باشد. مهم­ترین میدان گازی دریائی کشور دارای ١٣١٣٠ میلیارد متر مكعب گاز درجا است. هم اکنون 28 تریلیون متر مكعب گاز درجا در کشور وجود دارد که نزدیک به 50 درصد از ذخایر گازى کشور (8 درصد کل مخازن گازی دنیا) تنها در میدان پارس جنوبى قرار دارد. این میدان همچنین داراى میعانات گازى در جاى معادل ١٨ هزار میلیون بشكه است (اسرافیلی،1388: 1). در میدان پارس جنوبی یک لایه­ی نفتی وجود دارد که قطر از این لایه نفتی تاکنون بیشتر از 1 میلیارد بشکه نفت تولید کرده؛ در حالی که ایران هنوز یک بشکه نفت هم از آن برداشت نکرده است. برای روشن شدن ابعاد مسئله خاطر نشان می­سازد که میزان برداشت کشور ما از مخزن بسیار مناسب نفتی مسجد سلیمان در طی بیشتر از یک­صد سال گذشته تقریباً معادل همین مقدار نفت بوده است و این مقایسه نشان می­دهد که قطر با چه سرعتی در حال تخلیه نفت این مخزن مشترک می­باشد. این آمار و ارقام و قیاس­های نسبت برداشت دو کشور حکایت از سرعت روزافزون کشور قطر در تخلیه­ی این مخزن و میدان مشترک می­باشد. ادامه­ی چنین وضعیتی، امنیت ملی ما را به دو طریق تهدید می­نماید؛ ابتدا در قالب دستاویز قرار گرفتن این مسئله از جانب گروه­های اپوزیسیون و القای این مسئله به افکار عمومی که دولتمردان و حکومت­مردان فاقد مشروعیت و توانایی استفاده بهینه از منابع ملی می­باشند، دوماً این وضعیت به امنیت اقتصادی و درآمد ملی و پرستیژ کشور در نظام جهانی و جایگاه کشور در ساختار اقتصاد سیاسی بین­الملل خلل وارد می­نماید. ادامه­ی این امر موجب کاهش قدرت چانه­زنی مسئولین سیاسی کشور در مقابل معترضین، نمایندگان مجلس، اقتصاددانان می­گردد و این عدم توان پاسخ­گویی و اقناع افکار عمومی امنیت ملی کشور را متأثر می­سازد.

با توجه به این توضیحات طرح ها و لوایح مربوط به نفت و گاز ایلام تا چه اندازه می توانند در مجلس رای بیاورند؟ آیا نمایندگان مجلس منافع ملی بر منافع حوزه ی انتخابیه شمالی ایلام ترجیح خواهند یا برعکس؟

بنابراین فرهنگ سیاسی، نظام سیاسی، سازوکار انتخابات و کارویژه های نماینده ی مجلس در این ارتباط با موارد مشروحه ی فوق مدعیات نمایندگان را به چالش ونقدی اساسی می کشد.

از دیدگاهی دیگر، کاندیداتورهای محترم چرا در نمی یابند که قوانین سطح ملی و بالادستی بر معیشت و زندگی شهروند تآثیر گذارند تا راهکارهای این عزیزان به منظور معضلات حوزه های انتخابیه؟ گاهی چنان راهبرد و استراتژی پشت سر هم ردیف می کنند که بیم آن می رود وزرا و هیأت دولت، استانداری ها و فرمانداری ها و دیگر ادارات و زیرمجموعه های قوه های قضائیه و اجراییه در استان با رکود و بی کاری و یا احیاناً تعطیلی کشیده شوند. باید عنوان نمود که آنچه تا کنون بر معیشت و اقتصاد و دیگر عرصه های مطالباتی شهروندان ایلامی تأثیرگذاشته است، قوانین مربوط به یارانه ها، سهام عدالت، بودجه ریزی از بالا به پایین، ادبیات سیاسی به کار گرفته شده در عرصه ی سیاست خارجی، موضوع هسته ای ایران و نحوه برخورد دولت ها و نمایندگان مجلس ادوار مختلف با این قضیه، تحریم ها و استراتژی های برخورد با تحریم ها، سیاستهای تنش زدا و تنش زا در عرصه ی منطقه ای و فرامنطقه ای، نسبت بودجه های زیست محیطی، نظامی، فرهنگی، مذهبی و.. نسبت به هم، قوانین مربوط به محیط زیست، استخدام ها و انتخاب وزاء و ... بوده است تا معضلات و اموراتی که در حوزه های انتخابیه در جریان است.

بسیاری از کاندیداهای عزیز، در قالب مفهوم مستقل پا به عرصه می گذارند یا خود را اصول گرایی نام می نهد که اهل سیاست بازی در مجلس نیست و... این عزیزان چرا این واقعیت را درک نکرده اند که جامعه ایران از لحاظ سیاسی دو قطبی شده است. اما این دو قطبی بودن صرفاً به معنای دو قطب دشمن هم نیست، بلکه می توان از آن به عنوان دو قطبِ برنامه ی توسعه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی یاد نمود. مگر مواضع دولت های وابسته به اصول گرایان و اصلاح طلبان در خصوص مواردی همچون ؛ پرونده ی هسته ای ایران، تحریم های اقتصادی ایران، سیاست های قومی، نوع نگاه آن ها به سیاست خارجی، نحوه ی یارگیری در سیاست خارجی و نگاه شرقی یا غربی آنها، تمایل و یا عدم تمایل آنها به حل و فصل اختلاف نظرهای آمریکا و ایران، دیدگاه هایی نسبت به توسعه ی فرهنگی و فضای باز سیاسی، دارا بودن روزنامه های مشخص و جهت گیری های مشخص در رسانه های منتسب به خود، رقابت های انتخاباتی در سطح ریاست جمهوری و پررنگ شدن اصلاحات و اصول گرایی، لیست های کلان شهرها و رقابت بین اصول گرایان و اصلاح طلبان و هزاران مورد دیگر، به اندازه ی کافی و وافی شاخص و نشان و متغیر در اختیار این کاندیداها نگذاشته است که تکلیف جناحی خود را مشخص کنند؟ واقعا این امورات و موضوعات ارزش این را ندارندکه در ارتباط با آنها به قضاوت نشست و تکلیف دیدگاه سیاسی خود را مشخص نمود؟ اگر چنین است؛ یا عصب های سیاسی طرف معیوب است، یا اینکه طرف علم سیاست و سیاست ورزی را درک نکرده است.

جهانگیر حیدری

نویسندگان

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :