تبلیغات
اندیشه های ژئوپلیتیک - شکست یا پیروزی اصلاح طلبان؟

اندیشه های ژئوپلیتیک

همانطور که نادیده گرفتن تهدیدات ژئوپلیتیک آفت منافع ملی می باشد،امنیتی تلقی نمودن فرصتهای ژئوپلیتیک نیز زیان آفرین است.

یکشنبه 9 خرداد 1395

شکست یا پیروزی اصلاح طلبان؟

نویسنده: جهانگیر حیدری   طبقه بندی: سیاست روز، 


بر پیکره و بدنه ی سیاسی کشور دست کم تا آنجا که مرتبط با جریان های سیاسی رایج در کشور است، دو چالش با بار منفی وجود دارد به عبارتی چالش های موجود را می توان در دو دسته طبقه بندی نمود. یک دسته از چالش را می توان به عنوان بحران سیاسی نام گذاری نمود. از دیدگاه اصلاح طلبان این بحران از این قرار است که اگر تندروها و افراطیون جناح مخالف به مقام و منصبی منجمله مقام ریاست جمهوری و نمایندگی در مجلس شورای اسلامی دست یابند، برای مدت زیادی (حداقل 4 سال)، بر سرچشمه های قانون گذاری و اجرایی دست خواهند یافت. خصلت این بحران دوره ای است و همانطور که ذکر شد دست کم هر چهار سال یکبار این بحران ممکن است به منصه ظهور برسد. چنین برداشت و تصوری در جناح مخالف نیز وجود دارد.

به منظور مقابله با این بحران یا به عبارتی جلوگیری از بروز بحران پیش گفته، (یعنی دست یابی تندروها و افراطیون جناح مخالف به کرسی های نمایندگی و کرسی ریاست جمهوری)، هر کدام از جناح ها راهبرد یا استراتژی های مقابله ای خاص خود را اتخاذ می نمایند. در جریان انتخابات مجلس دهم، استراتژی اصلاح طلبان چهار لایه بود. لایه ی اول حمایت و ورود اصلاح طلبان شاخص به عرصه ی رقابت بود، از آنجا که در این مرحله رد صلاحیت های گسترده به وقوع پیوست، لایه ی دوم ورود اصلاح طلبان کمتر شناخته شده اجرایی گشت که در بعضی از حوزه ها جواب داد و در بعضی از حوزه ها اقبال عمومی به سمت چنین افراد اصلاح طلبی روی نیاورد. لایه سوم استراتژی حمایت از مستقلینی بود که به سمت و سوی اصلاحات تمایل بیشتری داشتند،در این لایه اصلاحات با مشکلی اساسی مواجه بود که عبارت بود از خاکستری بودن چنین اشخاصی و عدم توانایی پیش بینی جبهه گیری آتی آنها در روند و جریانات آینده ی مجلس منجمله موضوع انتخاب ریاست مجلس بود.

لایه ی چهارم استراتژی حمایت از اصولگرایان معتدل و به قولی اعتدال گرا و خرد گرا بود. در این لایه مشکل اصلاحات عدم توانایی پیش بینی نبود، بلکه پیش بینی و نوعی اطمینان از چنین اشخاصی بود که وفاداری آنها به جریان اصلاحات و جریانات آینده ی مجلس ، به هیچ وجه به نفع اصلاحات نخواهد بود، اما از انجا که افرادی اعتدال گرا و خردگرا بودند، ورود چنین اشخاصی به مجلس، مطمئنا سود و منفعت بیشتری به منافع ملی کشور خواهد رساند.

با این تفسیر استراتژی جریان اصلاحات در مرحله ی اول نتیجه داد و به پیروزی نشست، زیرا به هدف رسیده بود . هدفی از این قرار ممانعت از ورود افراط گرایانی همچون کوچک زاده، بیرانوند، حدادعادل و....

هدف دوم در ارتباط با بحران را می توان چنین عنوان نمود: جریان قالب و قدرت مدار در صدد بود با مهندسی انتخابات، توسل به رد صلاحیت ها و ایجاد جو سرخوردگی در بین نخبگان جریان اصلاحات و حامیان مردمی آنها، این جریان را به سمت انفعال و عدم مشارکت سوق دهد تا از این طریق قصور عدم مشارکت پایین را بر گردن اصلاحات بندازد و تفسیری به عنوان معاندت با نظام از آن رائه دهد و در مرحله ی بعد، مهندسی آنها جواب داده و چهره های مورد نظرشان را با آرای بسیار پایین ، مانند آنچه که در مجلس قبل رخ داد به مجلس بفرستد. در این بین مهندسی معکوس جریان اصلاحات و کنشگری و موضعگیری به موقع آنها معادلات را بر هم زد و در واقع نوعی بُرد برای اصلاحات به ارمغان آورد.

هدف سوم بر هم زدن ترکیب مجلس سابق (یعنی مجلس نهم) بود. مدعای این گزاره تغییر 75 درصدی ترکیب مجلس دهم نسبت به مجلس نهم است. بنابراین انتظار می رود خروجی ها مجلس و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی در دور دهم، تفاوتی 75 درصدی با مجلس نهم داشته باشد.

از آنجا که کنشگری اصلاحات توانست در رابطه با بحران پیش گفته چنین دستاوردی داشته باشد، می توان گفت که جریان اصلاحات به یک پیروزی نسبی دست یافته است.

اما چالش دیگری که در عرصه ی سیاسی و حزبی کشور می توان تشخیص داد و بر آن عنوان مسائل سیاسی یا مسئله ی سیاسی نام نهاد. مسائل در مناسبات و تعامل و تقابل نهادهای سیاسی، اشخاص و دیگر بازیگران سیاسی به طور روزانه یا در بازه ی زمانی کوتاه مدت پیش می آیند.

یکی از مسائل جریان اصلاحات در امروزه ی روز، عدم وفاداری آندسته از مستقلین و اعتدال گرایانی است که از جریان اصلاحات و محبوبیت این جریان سود جسته و به مجلس راه یافته، اما از کاندیداتوری ریاست مجلس آقای عارف حمایت لازم را به عمل نیاورده اند. علاوه بر آن رایزنی های پیدا و پنهان وزرایی است که در بدنه ی دولتی منتسب به اصلاحات بر مسند وزارت تکیه داده اند اما در عمل به نفع ریاست مجلسی لاریجانی فعال بوده اند.

بنابراین می توان چنین قلمداد نمود، اگر در طول زمان تعداد 103 نماینده ی اصلاح طلبی که به آقای عارف رای داده یا تعداد 154 نفری که به آقای مطهری رأی داده اند، بتوانند دیگر نمایندگان از جمله مستقلین را در موضوع تصویب قوانینی که با راهبردها و انتظارات و مطالبات اصلاح طلبان همخوانی بیشتری دارد، همراه سازند، جریان اصلاحات به خواسته ی خود و یا پیروزی چشمگیری دست یافته است. از طرفی دیگر در مقطع زمانی دیگری، خروجی هیأت دولت در سال 96 از رأی اعتماد مجلس ، نشان خواهد داد، که انتخاب اصلاح طلبان تا چه اندازه توانسته است، مطالبات و انتظارات اصلاحات را پوشش دهد.

جهانگیر حیدری

نویسندگان

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :