تبلیغات
اندیشه های ژئوپلیتیک - عفرین قربانی رویکرد ژئوپلیتیک فضایی ـ سرزمینی ترکیه

اندیشه های ژئوپلیتیک

همانطور که نادیده گرفتن تهدیدات ژئوپلیتیک آفت منافع ملی می باشد،امنیتی تلقی نمودن فرصتهای ژئوپلیتیک نیز زیان آفرین است.

جهانگیر حیدری؛ دکتری جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک

به صورت تاریخی از دیدگاه حاکمان، مکان ها و موقعیت های خاص همواره یا سرچشمه منفعت و مزیت هایی طبیعی و انسانی یا سرچشمه ی تهدیداتی استراتژیک بوده اند. به عبارتی دیگر تهدیدات، ارزش ها، مزیت ها، منافع و... در مکان ها به دو دسته ی طبیعی و یا انسانی قابل تقسیم و دسته بندی بوده اند. در مقیاس های ملی، منطقه ای و فرامنطقه ای، حاکمان به منظور دست یابی به سرچشمه ی مزیت ها و تهدیدات، (بهره برداری از مزیت ها و خشکاندن ریشه ی تهدیدات)، همواره در صدد نفوذ در فضاها و مکان های جغرافیایی و حتی تصرف ارضی و سرزمینی بوده اند که از آن تحت عنوان «رویکرد ژئوپلیتیک فضایی ـ سرزمینی» یاد می شود. چنین رویکردی منجر به بروز و ظهور مکان ها و فضاهایی در نقشه ی سیاسی ـ جغرافیایی جهان می شود، که محل نزاع و درگیری کشورها به منظور حفظ موقعیت برتر و تسلط و چیرگی بر آن مکان های خاص است. کشمیر (بین هند و پاکستان)، اقصای چن (بین هند و چین)، قره باغ (بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان)، شبه جزیره کریمه (بین روسیه و اوکراین)، و... نمونه هایی از این دست می باشند. امروزه عفرین در شمال غربی سوریه نیز یکی از مکان هاست که قربانی رویکرد فضایی ـ سرزمینی و قلمروگسترانه ی ترکیه شده است.

اردوغان آتش در سوریه را به عنوان یک فرصت منحصر به فرد تاریخی برای تسلط منطقه ای می نگرد و به صورت پرشمار به شرط بندی و ریسک در سوریه دست زد. در میدان رقابت استراتژیکِ سوریه، یکی از ریسک ها و فرصت های منحصر به فرد برای ترکیه سناریوسازی به منظور توسعه ی نفوذ فضایی فضایی و سرزمینی بود. سناریوی اول و مورد نظر ترکیه، ایجاد منطقه ی پرواز ممنوع در شمال سوریه بود. هدف از این سناریو ایجاد پایگاه هایی در شمال سوریه و مناطق کردنشین به منظور سازماندهی مخالفان بشار اسد (اخوانی ها، افراطی ها، بنیادگرایان و...) بود. در این صورت احزاب کُردی نمی توانستند به رشد قابل توجه امروزی دست یابند بلکه میزان زیادی از انرژی و توان آنها باید صرف درگیری با جریانات اسلامی و عربی می شد.... هدف دیگر از ایجاد منطقه ی پرواز ممنوع، اسکان آوارگان سوری در مناطق کردنشین به منظور تغییر بافت جمعیتی آن مناطق بود.... به هر حال در قالب این سناریو ترکیه به فضای جغرافیایی و سیاسی سوریه فرصت نفوذ پایدار و معناداری پیدا می کرد....

حمایت های پیدا و پنهان از داعش و بنیادگرایان از دیگر کنش های ترکیه در جریان منازعه ی سوریه بود. آنکارا با دادن تسهیلات سیاسی و لجستیکی به مخالفان سیاسی و نظامی دمشق و کُردها گام های زیادی در روند سیاست خصمانه و دشمنی خود با بشاراسد و کردها برداشت. از جمله دلایل و موجبات حمایت ترکیه از داعش، تضعیف جبهه ی کُردها بود. ترکیب پیچیده ماهیت قومی و مذهبی سوریه و نا مشخص بودن آینده حیات سیاسی سوریه و احتمال تجزیه سوریه و یا احتمال پایداری کانتون های کُردی و فدرالیسم قومی در سوریه و دست کم پیش آمدن وضعیتی مشابه کردستان عراق، و از طرفی بدبینی ترکیه به کُردهای داخلی و همجوار و... همه حکایت از تمایل ترکیه به جبهه ی داعش داشت، نمود این مدعا، در جنگ کوبانی آشکار شد.....

آندسته از سناریوسازی های سوریه که مبتنی بر تحمیل شرایط بازدارندگی و انزوا بر کردهای سوریه بود، هیچکدام چندان به نتیجه ای قابل توجه منجر نشد. تهدید شدن منافع و قلمرو کردها در منطقه، خشونتها و سر بریدن های داعشیان و از طرفی مقاومت کردهای کوبانی و نقش آفرینی های یگان های مدافع خلق و... کوبانی را به خبر اول شبکه های اجتماعی و رسانه ای منطقه ای و بین المللی مبدل ساخت. در کشورهای منطقه و بخصوص شهرهای کردنشین ترکیه، تظاهرات های پرشماری به حمایت از کوبانی به عمل آمد به صورتی که کوبانی به نماد استقامت و مظلومیت کردها مبدل شد و در عوض روند صلح ترکیه و حزب پ.ک.ک پایان یافت و اقدامات خشونت آمیز طرفین دوباره از سر گرفته شد.   

اما کنش قلمروگسترانه ی اردوغان در پلان بعدی، در قالب تهاجم نظامیِ موسوم به عملیات سپر فرات نمود یافت. هراس اردوغان از پیوستگی جغرافیایی کانتون های جزیره و کوبانی با کانتون عفرین، محرک ورود نظامی و اشغال شهرهایی در شمال سوریه بود. شهرهای الباب، منبج، مناطقی از شهر اعزاز و شهرک ها و روستاهای اطراف شهر مارع و منطقه دابق به تصرف ترکیه درآمد. ترکیه در قالب چنین عملیاتی به خواسته ی پیش گفته ی خود مبنی بر ایجاد منطقه ی امن در مرزهای خود با سوریه می خواست جامه ی عمل بپوشاند. منطقه ی امن در قسمت از جغرافیای سوریه بدین خاطر در دستور کار قرار گرفته بود تا از تشکیل یک خودمختاری کُردی و بدون گسست جغرافیایی در جوار مرزهای خود ممانعت به عمل آورد. از طرفی به صورت پیوسته و آهسته عفرین در دام و محاصره ی ترکیه فرو رفت. بعد از نشت های آستانه و تعریف مناطق بدون تنش از سمت غرب نیز، ترکیه به ادلب ورود پیدا کرد. ترکیه هرچه بیشتر در عرصه ی میدانی و زمینی نفوذ می نمود به همان اندازه در سر میز مذاکرات با قدرت بیشتری حضور می یافت. اما تصمیم آمریکا به ایجاد نیروی های 30 هزار نفری مرزی و متشکل از اعراب و کُردهای نیروهای دموکراتیک سوریه، آثار عملیات سپر فرات را بیش از پیش زایل نمود.

در اقدامی دیگر با رویکرد فضایی ـ سرزمینی (قلمروگسترانه)، ترکیه عملیات شاخه ی زیتون را دستور کار قرار داد و اجرایی نمود. در این اقدام کانتون عفرین قربانی رویکردهای خصمانه و فضایی ـ سرزمینی ترکیه و اردوغان گردید. اگر چه در اقدامات سابق جلوگیری از پیوستگی جغرافیایی کانتون های کُردی مورد نظر اردوغان بود، اما در اقدام اخیر نابودی کانتون عفرین و در آینده دیگر کانتون های کُردی مورد توجه اردوغان است. در برهه ای که روسیه و ترکیه در ارتباط با سوریه در اوج تنش و رویارویی بودند، ورود نظامی ترکیه، به خاک سوریه و مناطق کردنشین امکان پذیر نبود، اما به مرور زمان، ترکیه توانست توافق کشورهای حاضر در عرصه ی میدانی سوریه را کسب نماید. هدف ترکیه از انجام عملیات شاخه ی زیتون واضح است. یک؛ نابودی کانتونی کُردی که روند صلح پایه و مردم سالاری آن می تواند به الگویی برای کردهای ترکیه تبدیل شود. دو؛ پس فرستادن آوارگان و پناهندگان سوریه و اسکان آنها در عفرین به منظور عربیزه کردن و تغییر بافت جمعیتی این منطقه. سه؛ احساس خطر از نزدیک شدن دامنه و گستره ی فعالیت احزاب سیاسی و نظامی کُردی به سواحل مدیترانه. بنابراین پس راندن قلمرو و عرصه ی فعالیت این احزاب به نواحیِ در دسترس ایران، عراق، سوریه و ترکیه به صورت اشتراکی، از اهداف ترکیه است. چهار؛ ماندن در میدان رقابت استراتژیک سوریه در قالب اشغال مناطق کردنشین. پنجم؛ اتصال جغرافیایی با حلب به عنوان صنعتی ترین شهر سوریه و.... به نظر می رسد این سناریو هم نتیجه ی دلخواه ترکیه را نداشته باشد و همچون محمد بن سلمان که در باتلاق یمن گرفتار شد، ترکیه نیز در این باتلاق گرفتار شود.

عملیات ترکیه در عفرین از جهاتی باب میل بشاراسد و حامیانش بوده و هست. خواه ناخواه ظهور کانتون های کُردی و چنین مدلی از حکومت مداری برای بشاراسد، قابل هضم نیست. اگر بشاراسد حاضر به پذیرش چنین مدلی از حکومتداری بود، مسلماً سوریه را گرفتار 8 سال جنگ تمام عیار داخلی نمی نمود. (با پذیرش و اعمال اصلاحات به موقع، از بروز چنین وضعیتی جلوگیری می نمود). بنابراین تمامی بازیگران مخالف بشاراسد به وسیله ی هر گروه یا بازیگر دیگری، از بین بروند برای وی، بُرد و پیروزی محسوب می شود. از طرفی دیگر بشاراسد شش استان دمشق، ریف دمشق، حمص، حماه، لاذقیه و طرطوس، تشکیل دهنده ی سوریه ی مفید و استراتژیک از دیدگاه بشاراسد هستند، بنابراین استان های کردنشین در دایره ی اهمیت و پوشش محافظتی بشاراسد قرار نمی گیرند. به همین دلیل است که هواپیماهای اسرائیل که ناقض حریم هوایی سوریه هستند مورد هدف قرار می گیرند اما هواپیماهای ترکیه آزادانه و با چراغ سبز روسیه و سوریه بمب های خود را بر سر مردم عفرین فرو می ریزند.

همچنین خانواده اسد به بافت جمعیتی شمالی کشور سوریه همواره بدبین بوده است و سیاست تعریب این منطقه را دنبال نموده است. امروزه نیز اردوغان در حال انجام چنین کارویژه ای به نیابت از بشاراسد است. نیروهای دموکراتیک سوریه و مستقر در عفرین به کرات خواستار نیروهای ارتش سوریه در راستای محافظت از تمامیت ارضی کشور بودند اما پاسخ مثبتی از طرف حکومت مرکزی دریافت نکردند. گروهی از نیروهای شبه نظامی و شیعی خود را به شهر عفرین رساندند که هدف آنها نیز معلوم و مشخص است. این شبه نظامیان در هیچ کدام از جبهه های درگیری حضور پیدا نکردند و وجود آنها در جریان درگیری تغییری حاصل ننمود. استقرار این نیروها در آخرین روزهای حیات سیاسی کانتون عفرین به کار خواهد آمد. کارویژه ی آنها چنین خواهد بود که با پایان حیات سیاسی کانتون عفرین دالان و بستری برای ورود شیعیان به عفرین را تدارک خواهند دید که بافت مذهبی این منطقه را تغییر دهند و شرایط تسلط و چیرگی بشاراسد در این منطقه را احیاء نمایند.

بعلاوه، هر موضوع و چالش جدیدی در منطقه با ماهیت کُردی شکل بگیرد، کشورها و بازیگران منطقه متفق القول علیه آن بسیج خواهد شد. از جمله به موضوع همه پرسی استقلال کردستان عراق می توان اشاره نمود که تمامی بازیگران و کنشگران منطقه ای با هدف با شکست مواجه نمودن آن پروژه بسیج شدند. کانتون های کُردی در شمال سوریه یا غرب کردستان، نیز از چنین خصیصه ای برخوردارند. تا مادامی که کشورهای منطقه در مقیاس ملی، با چالش عدم وجود بسترهای کارآمد دموکراسی، انتخابات بدون حق انتخاب، انزوای اقوام و اقلیت های مذهبی و... مواجه باشند، صلح و صلح پروری و موجودیت های دموکراتیک و صلح طلب نیز، فرصت جوانه زدن نخواهند یافت. به همین دلیل مدل حکومتی رایج در کردستان سوریه، برای ترکیه، عراق و خود سوریه، چالش آفرین به نظر می رسد. قدرت های فرامنطقه ای نیز، به منظور پوشش منافع خود به صورت یکجانبه، رواج صلح و موجودیت های صلح آفرین در منطقه ی خاورمیانه را بر منافع ملی خود ترجیح نخواهند داد. کُردها نیز در عراق و سوریه و ترکیه و... بنابر شرایط سخت جغرافیایی و گرفتاری ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک، ناچارند به صورت تاکتیکی و از سر اجبار، با دیگر قدرتها تعامل نمایند که تا کنون نتیجه ی مورد نظر خود را کسب نکرده اند.

چنین است که هر چند وقت یکبار، شهری، منطقه ای، گروه کثیری از انسان ها قربانی رویکردهای سنتی و خصمانه ی ژئوپلیتیک می گردند. این بار نوبت عفرین بود........

 

 

نویسندگان

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :