کانون روشن اندیشان

بیایید سرآغاز خودآگاهی کاملا نوینی باشیم،تا بتوانیم انسانی نو،تمدنی نو،وفرهنگی نو را بیافرینیم.

تعریف و ویژگی های حکومتهای ناحیه ای:

دولتهای ناحیه ای دولتهایی هستند که به میانه راه فدرالیسم و تک ساختی نزدیک می شوند که عنوان دولت ناحیه ای به وسیله خوان فرراندو محقق اسپانیایی به آنها داده شده است.

ویژگی های دولتهای ناحیه ای:

1- دولتهای متمرکزی که بخشی از قدرت سیاسی خود را به نواحی داخلی واگذار کرده اند از این دسته اند مانند پادشاهی متحده بریتانیا چرا که نواحی داخلی معمولا به دلایل قومی یا دوری از هسته سیاسی دارای شخصیتی متمایزند.

2- دولتهایی که به «فدرال سازی بدون فدرالیسم» روی آورده اند مانند بلژیک و اقدام به ایجاد چهار ناحیه زبانی (داچ یا فلامن فرانسوی- آلمانی بروکسلی)

نمونه های دیگری قبرس است  که در شمال آن یک حکومت به وسیله ترکهای قبرسی وجود دارد. یا کشور عراق و وجود حکومت خودمختار حریم کردستان(هه ریمی کوردستان)

ویژگی های حکومتهای کنفدراسیونی و وجه تشابه و تضاد آن با حکومت فدراسیونی یا فدارلیسم:

این نوع حکومت فدراسیونی از کشورها با خود مختاری بسیار گسترده تر و ژرف تر می باشد.

تفاوت کنفدراسیون با فدراسیون از یک جهت این است که

1- در فدراسیون کشورها یا ایالتها میزانی از حاکمیت خود را در اختیار حکومت مرکزی می گذارند.

2- ایالتهای خودمختار حق جدا و مستقل شدن را ندارند در حالی که در کنفدراسیون ایالتها یا کشورهای عضو اختیار عمل گسترده ای دارند.

مثالهایی از حکومتهای کنفدراسیونی:

مالزی متشکل از 9پادشاهی مالایا در اتحاد قانونی با کشورهای صباح و ساراواک می تواند نمونه ای از حکومتهای کنفدراسیونی باشد همچنین اتحادیه اروپا می تواند الگویی موفق از یک حکومت کنفدراسیونی باشد.

اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز یکی از کشورهای دارای نظام حکومتی کنفدراسیونی بود که با فروپاشی مواجه گشت.

مقایسه حکومت کنفدراسیونی با سایر انواع حکومتها(فدرالی و متمرکز)

ساختار فدرال متشکل از دو یا  چند بخش است که در آن اختیارات بین بخش مرکزی و بخش های محلی تقسیم می شوند ،بااین ویژگی تصمیم گیری های نهایی در اختیار بخش مرکزی یا فدرال می باشد .اما ساختار های کنفدرالی متشکل از بخش های مستقلی هستند که حول اصول و مبانی پایه ای متحد شده و مشترکا در قبال اصول مبدا ی و رعایت آن مسولند و در این ساختارها تصمیم نهایی در اختیار خود بخشهای مستقل می باشد.

سیستم فدرال دارای دو بخش فدره و فدرال است که مکانیسم تصمیم به طور مشترک بین این دو ساختار(فدره و فدرال)صورت می گیرد اما تصمیم نهایی در اختیار ساختار فدرال می باشد ولی کنفدراسیون به خاطر اینکه یونیتر(متمرکز) نیست دارای جوانب و ویژگی های متفاوتی با ساختار فدراسیون است.در کنفدراسیون بیش از یک واحد (بخش)وجود دارد در کنفدراسیون کثرت وجود داشته و کلیه تصمیم گیری ها و مصوبات بر اساس ویژگی های پلورالی در این ساختار است . پس تصمیم نهایی در اختیار کنفدراسیونهاست.

در کنفدراسیون مرکز گریزی بیشتر از دیگر ساختار هاست.

در سیستم های متمرکز و فدرال مرکز باید آنقدر مقتدر باشد که در صورت بروز هرگونه مشکلی در سایر بخش ها ،بتواند تصمیم نهایی را خود بگیرد ،بنابراین فدراسیونها هم دارای وظایف و اختیاراتی است که هیچ وقت آنها را از دست نخواهند داد ولی کنفدراسیون ازکثرت ساختاری برخوردار است که گاها دولتها از اجزای تشکیل دهنده این ساختار هستند.یعنی کنفدراسیون خود از اجزای تشکیل دهنده اش مجزا نبوده و ساختاری مافوق و متمایز با آنها ندارد.در صورت بروز هرگونه اختلاف و ناسازگاری تک تک اجزای دارای اختیاری خواهند بود.اجزای تشکیل دهنده کنفدراسیون همانطور که می توانند از آن جدا شوند ، همانگونه نیز می توانند به طور نسبی باقی بمانند.

هر بخش در خروج و جدایی از کنفدراسیون آزاد است ولی تا زمانی که در آن ساختار قرار دارد تابع کنفدراسیون و مقررات خواهد بود.

تمام روشهای حکومتی اقتدارگرا از خود بیگانگی را به دنبال دارند،حتی بیگانگی از طبیعت را نیز تحمیل می کنند.بیگانگی و دور شدن انسان از طبیعت با هم انجام می گیرد.جامعه خود پدیده ای اکولوژیک است.رنسانس در واقع تلاشی است برای ارتباط مجدد ذهنیتی انسان با طبیعتی که از آن گسسته است.

درحالی که کنفدرالیسم دموکراتیک مکانیسم تصویب قانون و سیاستگذاری نیست ،بلکه شیوه ای از مدیریت است که از مجالس اجرایی و اداری شکل می گیرد.سیستم مدیریتی است که با مرکز گرایی در تضاد بوده ،خود کفاست و در آن روابط متقابل حاکمند.

کنفدرالیسم سیستم متشکل از شبکه مجالسی اجرایی« اداری» است که ارتباطات و وابستگی متقابل میان مناطق و بخش ها را نظام بخشیده و مستمر می سازد، مجالس اجرایی که مدیریت و اجرای امور را در دست  دارند بنا به شرایط محل مربوطه از جانب مجالسی که در روستا ها ، شهرها، قصبات براساس روابط متقابل شکل گرفته اند به طریق دموکراتیک انتخاب شده و در قبال این مجالس مسولند.

در سیستم کنفدرالیسم دموکراتیک باید میان سیاست گذاری و کوردیناسیون( (coordination)) «اجرائیات» تفکیک و تمایز وجود داشته باشد. این سیتم می تواند در نظام بخشی به میزان تکامل دموکراسی محلی و مرکز گریزی (عدم مرکز گرایی) به کار رود. 

منطقه خاورمیانه خود از دیدگاه تاریخی دارای خصوصیتی فدراتیو است. نمی تواند وجود دهها دولت ملت را تحمل کند.شمار دولتهای موجود خود بیچارگی را به همراه دارد.

مذهب، ساختار اتنیک، طریقتها ، و دیگر گروههای جمعی با وابسته کردن دولت به خود وارد مرحله تغذیه متقابل می گردند.

سازمان دهی هر کنفدرالیسم دموکراتیک بهترین راه حل در مسائل موزائیک فرهنگها ؛ اعتقادات؛ زبانهایی است که در هم ادغام شده اند.

کنفدرالیسم دموکراتیک با ایجاد سیستم ارتباطی و پیوند دهنده  بین بخشهای کردستان و کردهای خارج از میهن ،میان خلقهای منطقه هم شرایط مناسب جهت توسعه منافع متقابل و اتحادی اشتراکی فراهم خواهد آورد.بنابراین کردستان کنفدرال دموکراتیک کلید کنفدراسیون دموکراتیک خلق های خاورمیانه خواهد بود.

نویسندگان

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها